قالب وردپرس

معرفی بازی THE LAST OF US قسمت دوم

همایش PSX امسال سونی، کمی از E3 نداشت. چشم بادامی ها با دست پر به روی صحنه آمدند و منظورمان از دست پر، عناوین متعدد جدیدی بود که پشت سر هم معرفی می شدند. DLC داستانی آنچارتد ۴، نسخه دوم سری Knack و بازسازی کرش، تماشاگران را حسابی به وجد آوردند.

مراسم به لحظات پایانی اش نزدیک شده بود. برخی از تماشاگران و خبرنگاران خودشان را برای خروج از سالن آماده می کردند که ناگهان نمایش آخر، همه را در سر جای شان میخکوب کرد.

دوربین از میان جنگلی سرسبز و بکر حرکت می کرد. بعد از گذشت چند ثانیه، ضرب آهنگ نسبتاً آرام و هراسناکی سکوت و آرامش را از جنگل سلب کرد. کسی نمی توانست حدس بزند سونی برای سوپرایز آخر همایش چه تدارک دیده است تا آن که خودرویی زنگ زده پدیدار شد، نمادی واضح از دنیایی آخرالزمانی.

حاضرین همایش، تماشاگران و بیشتر بیننده ها همگی تلاش می کردند تا یک عبارت واحد را به زبان بیاورند اما گویا قدرت تکلم را از دست داده بودند. در نهایت با نقش بستن نام استودیو ناتی داگ روی صفحه، فریاد تشویق حضار جای جای سالن را فرا گرفت.

اما این شور و اشتیاق دوست داشتنی از کجا نشات می گیرد؟ برای پاسخ به این سوال باید به آذر ماه ۵ سال پیش بازگردیم.

دسامبر سال ۲۰۱۱ میلادی بود که ناتی داگ بازی جدیدی به نام The Last of Us را معرفی کرد. استودیویی که آن را با عرضه شاهکارهایی چون نسخه دوم و سوم سری آنچارتد می شناختیم.

اما بازی جدید، تفاوت هایی بنیادین با ساخته های پیشین ناتی داگ داشت. این استودیو درست بر خلاف سری آنچارتد، تلاشش را برای خلق اتمسفری سنگین و غم انگیز کرده بود.

آن ها برای رسیدن به این هدف، دنیایی آخرالزمانی را انتخاب کردند که مملو از انسان هایی تبدیل شده و شبه زامبی بود. ایده ای که در نگاه اول بی نهایت کلیشه ای به نظر می آید.

بعد از گذشت دو سال انتظار، دارندگان پلی استیشن ۳ در نهایت توانستند در نقش جول (Joel)، شخصیت اصلی بازی، قدم به دنیای The Last of Us بگذارند. عرضه بازی بدون هیچ شک و شبهه ای، موفقیتی استثنایی بود.

بگذارید بسیار ساده بگوییم، تمامی المان ها در لست آو آس در اوج خود قرار داشت.

داستان گیرای بازی، به شکلی استادانه و هوشمند روایت می شد که حتی تحسین کارگردان های شهیر سینما را به دنبال خود داشت. گرافیک و جلوه های بصری در زمان خود بهترین بود و فضای این دنیای ترسناک اما زیبا با قطعه هایی شنیدنی عجین شده بود.

کافیست به ترکیب بالا، گیم پلی ای جذاب و روان را اضافه کنید تا متوجه شوید چرا لست آو آس برنده ۱۸۱ جایزه از سوی منتقدین شده است.

بگذارید بسیار ساده بگوییم، تمامی المان ها در لست آو آس در اوج خود قرار داشت.

حالا می توان علت این اپیدمی شور و هیجانی را که از سالن نمایش PSX شروع شد و چند روزیست به دنیای اینترنت نفوذ کرده، فهمید: ما در آستانه تکرار تجربه ای تکرار نشدنی هستیم.

در ادامه به بررسی اولین تریلر بازی و فرضیه های مطرح شده می پردازیم.

باید تذکر دهیم که ادامه این مطلب حاوی نکات مهمی از داستان نسخه اول و فرضیه هایی از نسخه دوم بازی است.

اگر نسخه اول بازی را تجربه نکرده اید توصیه می کنیم به خواندن ادامه ندهید.

پس از نمایان شدن لوگوی ناتی داگ، اولین صحنه ای که با آن مواجه می شویم؛ دستانی زخمی و مردانه با خالکوبی عجیبی روی آن است که گیتار خود را کوک می کند. بلافاصله پس از نواختن، متوجه اشتباه مان می شویم، نوازنده گیتار کسی نیست جز الی.

چهره الی (Ellie)، شخصیت همراه نسخه اول، خبر از گذشت چندین سال از وقایع لست آو آس می دهد. به گفته سازندگان، او حالا ۱۹ سال سن دارد.

او در حالی که قطره های خون از پیشانی روی گونه هایش می چکد، شروع به خواندن می کند. ترانه ای که بوی انتقام از شعر آن بلند می شود.

الی در خانه ای تاریک همچنان مشغول به خواندن است که دوربین به نمای در ورودی رفته و مردی نسبتاً بلند قامت و هفت تیر به دست را نشان می دهد که پا به داخل خانه می گذارد.

مرد از کنار جنازه هایی خونین که احتمالاً به دست الی کشته شدند، قدم می زند. جلوی درب اتاق ایستاده و به الی خیره می شود، با تغییر زاویه دوربین با چهره آشنای دیگری رو به رو می شویم، جول.

همزمان با اتمام ترانه الی است که صدای جول را پس از سه سال دوباره می شنویم:«چیکار میکنی بچه جون؟ واقعاً میخوای این شکلی این قضیه رو پشت سر بذاری؟»

الی به زمین خیره شده و پاسخ می دهد:«تا آخرین نفرشون رو پیدا می کنم و می کشم.» و در آخر با چشمانی مصمم و خشمگین به جول نگاه می کند و تریلر با ظاهر شدن نام The Last of Us Part 2 به پایان می رسد.

بلافاصله بعد از دیدن تریلر، این سوال به ذهن همه می رسد: چه اتفاقی الی را تا این اندازه تشنه انتقام کرده؟

تئوری اول

ریشه اولین نظریه ای که توسط طرفداران برای توجیه علت انتقام الی مطرح شد، به آنچارتد ۴ باز می گردد. در یکی از مراحل بازی، کتاب مصوری به نام The Last of Us: American Daughters پیدا می کنید که دختری باردار روی جلد آن نقش بسته است، دختری که بی شباهت به الی نیست.

ابتدا تصور می شد که این کمیک، جلد جدید سری کتاب های مصور لست آو آس است اما حالا برخی از طرفداران باور دارند این کمیک به داستان نسخه دوم بازی اشاره دارد.

بر اساس این تئوری، دختر روی جلد کمیک همان الی است و در لست آو آس ۲، فرزند او به دست افرادی نامعلوم کشته می شود. حالا الی می خواهد با کمک جول، انتقام فرزند از دست رفته اش را بگیرد تا شاید به آرامشی که می خواهد، برسد.

اما شواهد دیگری نیز وجود دارد که درستی این نظریه را زیر سوال می برند. به عنوان مثال، دختر روی جلد کمیک، ماسکی به صورت دارد تا او را از هاگ ها و ابتلا به ویروس نجات دهد. در صورتی که اگر نسخه اول بازی را تجربه کرده باشید، می دانید که الی نیازی به ماسک ندارد و در برابر آلودگی ها مصون است.

بنابراین، احتمال دارد این کتاب، جلد جدید کمیک لست آو آس باشد و یا در منطقی ترین حالت، مادر الی را پیش از به دنیا آمدن او نشان می دهد.

تئوری دوم

کشته شدن فرزند الی و گرفتن انتقام او شاید تئوری قانع کننده ای نباشد اما همچنان سبب نمی شود نسبت به Easter Egg آنچارتد ۴ بی توجه باشیم.

نسخه اول بازی هیچ اطلاعات مفیدی از مادر الی و نحوه کشته شدن او، در اختیار ما نمی گذارد. برای همین، برخی معتقدند لست آو آس ۲ با فلش بک های مختلف پرده از این داستان بر می دارد و الی حالا به دنبال گرفتن انتقامی دیرینه است.

تئوری سوم

اگر نکات مخفی آنچارتد ۴ را کنار گذاشته و روی داستان نسخه اول لست آو آس تمرکز کنیم، به باورپذیرترین و حتی شاید زیباترین نظریه ممکن، می رسیم.

پیش از شرح این تئوری، ابتدا باید دفتر لست آو آس را چند برگی عقب زده و داستان بی نظیر نسخه اول را مروری کوتاه کنیم. داستان مردی که راهی سفر رستگاری شد اما در نهایت امید فردایی دوباره را از همه انسان ها گرفت.

بیست سال از آن روزی می گذرد که زندگی بشر برای همیشه تغییر کرد، روزی که جول دخترش سارا را از دست داد. جول حالا با همکارش تس (Tess) در یکی از پناهگاه های ارتش زندگی می کند.

آن ها زندگی جدیدشان را با قاچاق کالا به بیرون و داخل پناهگاه، می گذرانند. جول و تس به دنبال سلاح های دزدیده شده خود هستند که در این مسیر به مارلین (Marlene) رئیس گروه فایرفلای برخورد می کنند، گروهی شورشی که می خواهد کنترل مناطق قرنطینه را از اختیار ارتش خارج کند.

اگر نکات مخفی آنچارتد ۴ را کنار گذاشته و روی داستان نسخه اول لست آو آس تمرکز کنیم، به باورپذیرترین و حتی شاید زیباترین نظریه ممکن، می رسیم.

مارلین به جول و تس وعده دو برابر از محموله سلاح شان را می دهد، اما تنها در صورتی که آن دو، شخصی را به خارج از پناهگاه ارتش و مکانی مشخص برسانند. آن شخص هم کسی نیست جز الی.

در همان ابتدای مسیر مشخص می شود که الی با تمامی انسان های دیگر یک تفاوت بزرگ دارد: او در برابر گاز گرفتی و ویروس مصون است.

مارلین نیز در واقع تصمیم دارد با کمک جول، الی را به بیمارستانی مجهز رسانده تا پزشک ها بتوانند با تحقیق روی ساختار بدن و خون او، پادزهر یا واکسنی برای این ویروس کشنده بسازند.

جول و الی در راه رسیدن به پایگاه فایرفلای، اتفاقات مختلفی را پشت سر می گذارند. اتفاقاتی که در قالب آن ها، شخصیت های بازی تعریف می شوند، روابط بین آن ها شکل کامل به خود می گیرد و داستان بازی به طرزی هنرمندانه روایت می شود.

ناتی داگ در طول گیم پلی و کات سین های بازی، نه تنها داستان هایی کوچک و شرایط دنیا و آدم هایی رو به اتمام را به زیبایی به تصویر می کشد، بلکه با پرداختن شخصیت جول و الی، مخاطبین را برای یکی از غیرمنتظره ترین پایان های تاریخ بازی آماده می کند.

جول به لطف شخصیت جالب و قدرتمند الی، پس از ۲۰ سال، از حصاری که به دور خود کشیده، خارج و درست زمانی که بیش از همیشه به الی وابسته می شود، در خطر از دست دادن همیشگی او قرار می گیرد.

با رسیدن به بیمارستان، مشخص می شود که ساختار خون الی به شکلی است که می توان با الگوگیری از آن، واکسنی برای تمامی انسان ها ساخت. اما این آینده روشن، بهایی سنگین برای جول دارد: با انجام این کار، بدن الی دیگر نسبت به ویروس مصون نبوده و در عرض چند ساعت عمرش را از دست می دهد.

جول به هیچ وجه نمی تواند غم از دست دادن الی را حتی تصور کند، برای همین با کشتن مارلین و افراد فایرفلای، پیکر بیهوش الی را از بیمارستان بیرون می برد. پس از آن به الی می گوید که مشخص شده افراد دیگری مثل او وجود دارند.

پس از گذشت چند ماه، در راه رسیدن به پناهگاهی متعلق به برادر جول، الی که نسبت به حرف های جول مشکوک شده، رو به او کرده و ازش می خواهد قسم بخورد تمام چیزهایی که در مورد فایرفلای و او گفته، حققیت دارد. جول به چشمان الی خیره شده، قسم می خورد و بازی با این صحنه به پایان می رسد.

حالا بسیاری از طرفداران بازی باور دارند که در نسخه دوم، فایرفلای به سراغ جول آمده تا انتقام کشتار بیمارستان را از او بگیرنو. الی نیز به دلایلی خود را در کشته شدن جول مقصر می داند و حضورش در تریلر، تنها بخشی از توهمات الی است.

نیل دراکمن، کارگردان بازی، یک روز پس از مراسم PSX تایید کرد که گیمرها کنترل الی را در نسخه دوم بازی در دست خواهند گرفت. با گذاشتن این خبر در کنار نشانه های انگشت شمار دیگری چون دیده شدن لوگوی فایرفلای در تریلر، این نظریه به محتمل ترین توضیح موجود، بدل می شود.

سه تئوری نامبرده در حال حاضر تنها توضیحاتی هستند که ارزش بررسی و تامل دارند. بدون شک با گذشت زمان و انتشار تصاویر و تریلر های بیشتری از بازی قطعات دیگری از این پازل در جای خود قرار می گیرند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کانال تلگرام تاینی‌مگ